+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:41  توسط گل آرا حمزه
به اولین کودتای اینترنتی آمریکا خوش آمدید. کودتای ۲۸ مرداد هم اولین کودتای مدل خودش بود. از انتشار ویدیو های خشونت بار اغتشاشات اخیر در تهران خودداری کنید. اینکار به هیچکس جز کودتاگران هدایت شده از خارج کشور کمک نخواهد کرد. چرا فکر میکنید یوتوب تنها دو سه روز پیش برای اولین بار اجازه پخش چنین ویدیوهای خشونت باری را، انهم فقط درباره ایران، صادر کرد؟ کدام شورش شهری را سراغ دارید که به این مدل توسط مدیای غرب هدایت شده؟
اینها دارن یه کاری میکنند توی ایران که هیچ جای دیگه نکردن. دارن یه چیز جدیدو امتحان میکنن. این پروژه یه پروژه دست چپیه از داخل اتحادیه اروپا و امریکا و اسرائیل یه شرایط تصویری و مدیایی بوجود آوردن که توسط اون دارن مردم سکولار و اصلاح طلب ایرانو هدایت میکنن هدایت احساسی هدایت فکری بزرگترین قسمتش این نبرد خارج از خیابانهاست و توی کله مردمه، توی خونه هاشون جلوی تلوزیون و بعد توی خیابون دولت بیخیال خیابان بشه یه کم و به این نبرد میدیایی بپردازه.
و بیاد با این کودتای مغزی بجنگه, اینا دارن روی ما ایرانی ها یه تکنولوژی خیلی پیشرفته رو امتحان میکنن میفهمی عمق فاجعه رو؟ کودتای ۲۸ مرداد خودش یه چیز تازه بود برای زمان خودش, اولین تغییر رژیم اون مدلی. الان این یه همچه حالتی رو داره دارن با دست خودمون بدبختمون میکنن و ما باید سریعا پاتک ایدئولوژیک بزنیم اگه نه باختیم. نماز جمعه عالی بود برای ایران. اما توی خارج این کودتا مثل یه جونوره یه ویروس یه اژدهاست که برای مبارزه با اسلام ساختن این داره از اسلام استفاده میکنه فرهنگ شهادت الله اکبر دارن از اسلام بر علیه خودش به وجه پست مدرنیستی استفاد میکنن شماها پیگیر باشین تنها راه پاتک ایدئولوژیک اینه که اگه اینا از اسلام بر ضد اسلام استفاده میکنن، شما باید با تزریق یه جور رفتار غربی تقلبی بر علیه رفتار غربیشون به جنگ اینا برین. اصلا نباید سرکوب کرد اصلا نباید از خشونت فیزیکی استفاده کرد.
الان باید تلوزیون ایران هم باید همین ویدیوهارو پخش کنه و در اطراف اینها مسئله و سوال های خودشو ایجاد کنه پنل بذاره و متخصص بیاره و با مردم صحبت کنه مردم بیان بگن چی فکر میکنن. باید راحت برخورد کرد و نشون داد که اصلا از این اتفاقها خجالت زده نیست دولت که بخواد قایم کنه و اینا. حالا که همه میدونن... میدونی نباید گذاشت که این بشه یه حربه. اینها دارن از روی امام کپی ورداری میکنن بر علیه امام. مثل نوار کاست امام اینترنت شده محل تکثیر و پخش این ویدیوها. در ضمن حالا که رهبری به این خوبی صحبت میکنه، اگر رهبری موافقت کنند یه گفتگوی مفصی بذارن نه به حالت مصاحبه، بلکه خطابه برای مدیای غرب با رئیس جمهور. .... یه نفر مثل وزیر کشور یا سخنگوی دولت باید بیاد توی تلوزیون و درباره این کشته شده ها حرف بزنه. اصلا نباید به اینها این اجازه رو داد که از تکنولوژی تصویری بر علیه انقلاب استفاده کنن باید ایران مدیریت این تصاویر رو سریعا به عهده بگیره.
البته باید نیروی نظامی داشت و باید از باتون و فشار آب و دیگر تجهیزات مدرن برای شورشها استفاده کرد، اما به هیچ وجه نباید از چاقو استفاده کرده و یا شلیک کرد. پلیس یه دونه شلیک میکنه دوربین های لامصب اونو هزاربار بصورت تصویر به صورت شلیک دوربینی به ما برمیگردونن.
باید مردم را آگاه کرد. باید با استفاده از تکنیک های رسانه ای و بازگو کردن حقایق جلوی این کودتای رسانه ای را گرفت.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:36  توسط گل آرا حمزه
بیست و هشت سال پیش در چنین روزی و چنین ماهی یعنی سی ام خرداد، رئیس
جمهور اول ایران ابولحسن بنی صدر و گروههای سیاسی مخالف دولت برخلاف دستور
ولایت فقیه برای انجام تظاهرات غیر قانونی به خیابانهای تهران ریختند. آن
زمان، رهبر ایران امام خمینی بود و بنی صدر تازه با حکم ایشان از ریاست
جمهوری خلع شده بود و شدیدا شاکی زیر پا گذاشته شدن رای مردم به خودش بود.
آنوقت،
میر حسین موسوی وزیر خارجه دولت رجایی بود که به سپاه پاسداران اجازه
شلیک به جمعیت تظاهر کننده داده بود. در پایان آن روز، دهها نفر کشته
و مجروح شدند و از فردای آن، جنگ داخلی و تروریزم کور کشور را وارد دوران
بسیار خطرناکی کرد که در آن صدها نفر از یاران و شاگردان امام، در کنار
هزارن عضو و هوادار گروههای سیاسی رقیب حکومت قربانی اشتباهات سیاسی و
خیانت های محرز بنی صدر و مجاهدین خلق و دیگر گروههای مخالف جمهوری اسلامی شدند.
بیست و هشت
سال بعد، دقیقا در همان روز و همان ماه، رئیس جمهور مدعی رای مردم و
رهبران اپوریسیون که اتفاقا نام آنها هم مجاهدین (انقلاب) است، از مردم
برای تظاهرات در خیابانها دعوت به عمل آورده اند. آقای موسوی که بیست و
هشت سال پیش خود سرکوب را تایید میکرد، اکنون در جای مخالف قرار دارد و
در حال انجام بزرگترین اشتباه سیاسیی است که مخالفین دولت او بیست و هشت
سال پیش انجام دادند. آیا دولت کنونی هم اعمال دولت آقای موسوی را در
بیست و هشت سال پیش تکرار خواهد کرد یا نه؟
آیا اقشار
تحیلکرده و مرفه ایران که مانند بیست و هشت سال پیش همصدا و همراه گروههای
اپوزیسیون بودند راضی به فداکردن خون خود بخاطر رقابت های سیاسی جناحهای
مختلف با انقلاب خواهند شد و در نقطه مقابل مردم عادی و پابرهنه ها قرار خواهند گرفت یا نه؟ ایا هواداران انقلاب قادر خواهند بود که
با روش دیگری وابستگان به غرب را از صحنه سیاست خارج کنند یا نه؟
کدامیک از این
بازیگران صحنه سیاست درسی از تاریخ گرفته اند؟
بچه های
حزب اللهی آن سی خرداد الان بین ۴۵ و ۶۰ سال سن دارند. خود آقای موسوی یکی
از آنهاست. این بچه ها اگر در جنگ شهید نشده باشند، الان در نزدیکی و یا
درون یکی از این دوجناح حکومتی مشغول به کار و فعالیت هستند. آنهایی مکه
هنوز دهه شصت را بخاطر میاورند، چرا گذاشتند که اوضاع جامعه در طول چهار
سال گذشته به اینجا برسد؟ این فرزندان انقلاب چرا حاظر نبودند که تجربه
تاریخی خود را با نسل جوان و کم و بیش بی اطلاع از تاریخ انقلاب در میان
بگذارند؟ چرا جوانان حزب اللهی و اصلاح طلب بدون اطلاع از تاریخ انقلاب در
حال تکرار درسهای گذشته هستند؟ حالا که جز تکرار تاریخ چاره دیگری برایمان
مانده، ایا یاد گرفته ایم که این دور جدید را به حالت دیگری بازی کنیم و
لا اقل بمانند تمام تجربه های پست مدرنیستی، چیز تازه و جالبی به این
تاریخ تکراری اضافه کنیم؟
توصیه من به دوستان حزب اللهی
متانت و بزرگواری است. بجز خشونت و حذف فیزیکی راههای دیگری نیز برای دفاع
از انقلاب وجود دارد. بگذارید اینقدر تظاهرات کنند و داد بزنند تا خسته
شوند و به خانه هایشان بروند. توصیه من به دوستان جوان اصلاح طلب دوری از تظاهرات و فداکردن خود
برای پروژه شهید سازی برای اصلاحات غربی است.
دوستان
عزیز و دشمنان گرامی، نگذارید جان و عمر شما بار دیگر بازیچه دست بازندگان
تاریخ باشد. انقلاب ایران هم به حق است و هم مردمی. ایستادن جلوی این موج
یعنی خودکشی و انفصال اجتماعی. الان وقت توضیح و تحلیل نیست. الان وقت
احساساتی بودن و قهرمان شدن نیست. الان وقت آرامش و تفکر است. بیایید با
هم به سوالاتی که مطرح کردم فکر کنیم. بعد از عبور طوفان، وقت برای تحلیل
و جمعبندی و حرکت دوباره موجود خواهد بود.
زنده باد انقلاب
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 16:10  توسط گل آرا حمزه
دوستان عزیز، بخصوصرفقای خوب فرفر که همه تونو دوست دارم و برای همه تون احترام شدید دارم:
من به تشویق نازلی سبیل طلا به فرندفید یا فرفر پیوستم. فکر میکردم جای مناسبی برای تفکر و گفتگو با بچه های خوب و معتقد به انقلاب باشد. متاسفانه بعد از یکی دو ماه حضور در این سرویس نه تنها به این نتیجه رسیدم که فرندفید چیزی جز تلف کردن وقت نیست، بلکه نسبت به کمبود ها نواقص جامعه ایرانی معتقد و نیروها و اشخاص انقلابی پی بردم و همچنین اعتیاد به فرندفید، در جوابگویی موثر و مفید به این کمبودها بجای تشویق من به گفتگو و تفکر، بیشتر و بیشتر به دامن زدن احساس ناتوانی و افسردگی فکری در من انجامید. بخاطر همین هم تصمیم گرفتم که عضویت خود در فرندفید را باطل کرده و به دنیای کوچک تر خودم برگردم.
هنوز از احمدی نژاد برای ریاست جمهوری دهم حمایت میکنم و دوست دارم قبل از انتخابات برای شرایط امروزی ایران مطلبی روی بلاگم بگذارم. به من سر بزنید تا دو سه روز دیگر این مطلب آماده خواهد بود.
فعلا...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:13  توسط گل آرا حمزه
تئوری های رایج و کلاسیک
قبل از اینکه به اصول انبوه سرمایه بپردازیم، باید مشکلات تئوری های موجود درباره سرمایه داری و ارزش را برشماریم
* هر دو سیستم لیبرالیزم و کمونیزم از شش تناقض مشترک رنج میبرند.
* هر کدام از این شش تناقض کافی است که اعتبار این تئوری ها را برای تشریح سرمایه داری کم کند، اما هر شش تای این تناقضات با هم این تئوری مارکسیزم و لیبرالیزم را کاملا از ارزش ساقط میکند.
شش تناقض اصلی لیبرالیزم و کمونیزم
۱- دوگانگی و جدایی بین سیاست و اقتصاد یا بطور اعم سازماندهی علوم اجتماعی در سیستم های جداگانه
* هر دو سیستم لیبرال و کمونیزم «ارزش» را جزعی از سیستم اقتصادی به حساب می آورند.
* در این بینش که از قرن نوزدهم به بعد محبوبیت پیدا کرد جامعه به سیستمهای کوچکتری تقسیم شده که هر کدام توسط علم اجتماعی مختص به خود تعریف میشوند.
* علم اقتصاد که توسط اقتصاد دانها اداره میشود و پس از آن سیستم های دیگر مانند جمعه شناسی، باستان شناسی، سیاست، روابط بین المللی، همچنین فرهنگ، رسانه ها و هویت های اجتماعی، هرکدام با متخصصین و کتابهای تخصصی مربوط به خود.
* این سیستمها با هم رابطه دارند و به هم متصل هستند.
* در تئوری لیبرال تداخل این سیستم ها منفی بوده و اقتصاد را از بی طرفی مختص به خودش خارج میکند، به این معنی که قیمت ها توسط استفاده نسبی اشیاء و مواد در سیستم اقتصادی مشخص میشود، اما این قیمت ها سپس توسط تاثیرات سیستم های دیگر منحرف شده و کم و زیاد میشوند.
* در روایت مارکسیستی، تاثیرات سیستم ها مورد قبول بوده اما این تداخلات میتواند هم منفی و هم مثبت باشند. در کمونیزم قیمت ها در سیستم اقتصادی و توسط ارزش کار انجام شده تعیین میشوند اما بر خلاف تئوری های لیبرال سیستم اقتصاد که زیربنای جامعه است توسط سیستم های روبنایی مانند سیاست، قانون، ایدئولوژی مستحکم میشود. در این تئوری، ارزش بوجود آمده در سیستم زیربنایی اقتصاد بدون دیگر سیستمهای روبنایی معنی نخواهد داشت.
* در تئوری مارکسیستی اقتصاد، تاثیرات خارجی مانند سیاست و ایدئولوژی روی تعیین قیمت اثر میگذارند و بمانند تئوری لیبرال قیمت ها را از منشا «طبیعی» خود که در مارکسیزم کار به حساب می آید دور میکنند.
* هردوی این تئوری ها در آغاز با پایه های محکم علمی شروع کرده اما در آخر با تصویری در هم آمیخته به پایان میرسند.
* با اینکه هردو تئوری از تاثیرات سیستم های جدا از اقتصاد صحبت میکنند هیچکدام قادر نیستند که تصویر درستی از تاثیرگذاری سیستمهای دیگر در قیمت گذاری و ارزش به ما ارائه دهند
* بدتر از آن اینست که این تئوری ها به ما نمیگویند که آیا تاثیرات سیستم های دیگر روی قیمت ها ثابت اند یا متغیر.
* روی هم رفته با اینکه کمونیزم و لیبرالیزم از حقایقی برخوردار هستند اما مشکل است بتوان حدس زد تا چه اندازه.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 20:47  توسط گل آرا حمزه
* پر قدرت ترین تقسیم بندی در پدیده شناسی تقسیم بندی شماره ها و اعداد است.
* در سرمایه داری، بنیادی ترین واحد نظم پذیری «قیمت» میباشد.
* سرمایه داری نظامی است برپایه مالکیت خصوصی، اما این نوع مالکیت توسط واحد اصلی ارزش گذاری یعنی «قیمت» طبقه بندی میشود.
* هرچیزی که قابل مالکیت است قابل قیمت گذاری است.
* در نتیجه در این سیستم تمام موجودیات دنیای مادی اعم از اشیأ طبیعی، کالاهای تولیدی، سازمان های اجتماعی، ایده ها، احساسات، حتی خود انسان قابل اندازه گیری و قیمت گذاری میباشند.
* در سرمایه داری شمارش و قیمت گذاری با استفاده از سیستمی واحد انجام میگیرد.
* این سیستم قیمت گذاری بر اساس محورهای زمان و مکان واحد میباشد.
* با حاکم کردن این سیستم واحد قیمت گذاری، سرمایه داری میتواند قیمت اجناس و خدمات در اروپای قرن پنجم را با هند در قرن بیست و یکم مقایسه کند.
* مفصل بودن و یگانگی سیستم قیمت گذاری سرمایه داری را تبدیل به پر نظم ترین سیستم اجتماعی در طول تاریخ بشری کرده است.
* برای تئوریزه کردن نظم سرمایه داری اول باید ساختار قیمت گذاری را شناخت
* بخاطر همین دو سیستم تئوریک شناخت سرمایه داری (لیبرالیزم و کمونیزم) هر دو بر اساس تئوری های ارزش پایه گذاری شده اند.
* شناخت لیبرال از سرمایه داری بر اساس تئوری «ارزش استفاده» بنا شده
* شناخت کمونیستی از سرمایه بر اساس تئوری «ارزش کار» بنا شده
* هردوی این تئوری های ارزش، بخاطر نادیده گرفتن قیمت گذاری و قیمت، ناقص بوده و سرمایه داری را بطور کامل توضیح نمیدهند:
۱- دورنمای این دو تئوری کوچک بوده و تمام اجزاء سرمایه داری را شامل نمیشوند.
۲- این تئوری ها با اینکه به هم شباهت دارند متضاد بوده و همدیگر را خنثی میکنند.
* بجای تئوری ارزشِِِ استفاده و ارزش کار، نیتزان و بیچلر سیستم جدیدی بنام «ارزش قدرت» را برای توضیح کامل تر از سرمایه داری انتخاب کرده اند.
* این تئوری بر اساس فرآیند انبوه سرمایه و بطور دقیق تر ما انباشته شدن سرمایه متغیر تعریف میشود.
* سرمایه داری نوع سیستم تولیدی بخصوصی نیست، بلکه سیستم بخصوصی از قدرت میباشد.
* انبوه سرمایه متغیر (سرمایه در حال نزول و افول) ساختار اصلی این سیستم قدرت میباشد
* برای شناخت سرمایه داری باید اجزاء و فرآیند متغیر انباشتگی سرمایه را شناسایی کرد.