تبليغاتX
دادابیس
inicio mail me! sindicaci;ón inicio

چرا حسین درخشان را ترک کردم؟

از اول باید بگم که وقت زیادی ندارم که روی این مطلب بذارم اما دوستان زیادی برای من ایمیل زدن و توضیح میخوان که چرا چلغوز برچیده شد و چرا من دیگه با حسین کار نمیکنم. این هم دلایل مختلف من برای ترک حسین درخشان


۱حسین آدمیه تک رو و دوست داره خودشو رهبر بدونه، با اینکه در مدیریت و رهبری خیلی کم داره. حسین اهل گوش دادن نیست، دوست داره صدای خودشو بشنوه، امکان داره ساکت بمونه، اما معنی این سکوت این نیست که داره گوش میده. 

۲-حسین فاقد ایده های جدید و متعلق به خودشه. حسین بیشتر یه تبلیغات چیه تا متفکر اوریجینال. حسین معمولا در ارائه ایده های تازه یکی دو سال عقبه. افتخارش هم اینه که از بقیه ایرانی های غرب زده جلوتره. من چند بار سعی کردم بهش بگم که جلو بودن از کودنهای غرب زده در ایران یا خارج زیاد هنر نیست، اما کو گوش شنوا؟ وقتی من با حسین آشنا شدم خودم چندین سال بود که عوض شده بودم و اهمیت دفاع از جمهوری اسلامی رو درک کرده بودم، اما حسین امکان نداشت که به من اجازه دفاع از ایران رو بده. هربار هم که مسئله اسراییل رو مطرح میکردم میگفت که اصلا نمیتونه درباره اسراییل با من صحبت کنه. بعد که حسین از تمام افکار و نتیجه گیریهای چند سال قبل من کپی برداری کرد، حتی معرفت این رو نداشت که یک بار بگه بابا دمت گرم تو در بهتر شدن عقاید من کمک کردی. حتی یکبار بطور خصوصی این مطلب رو به من نگفته، چه برسه به اینکه بیاد به من اعتبار بده. من از این دلال بازی های حسین خیلی خیلی بدم میاد.

۳- حسین کتاب نمیخونه و بیشتر اطلاعاتش رو از مقاله های کوتاه و جزوه های فوتوکپی شده میگیره و بخاطر همین درک اون از مسائل بسیار سطحی و کودکانه هستش.

۴- حسین غربزده است و در برابر غربی ها حقارت نشون میده. البته بلده که چه جور جلوی ایرانی ها خودشو ضد موبور و اینها جلوه بده اما شخصا هنوز فکر میکنه که باید غربی تر شد تا بهتر شد. اون لهجه افتضاح انگلیسی اش هم یک نمونه خوب از این غربزده بودنه که چطور سعی میکنه با لهجه انگلیسی انگلیسی رو حرف بزنه و ژست بگیره. انگار که اگه حرفهاشو با اون لهجه بزنه، شنوندگان بیشتری در بین انگلیسی جماعت پیدا میکنه. 

۵- حسین بامزه نیست. شما اگه شماره اول گوز رو که من خودم بدون کمک اون تهیه کردم با شماره های بعدی که حسین خودشو کرد ادیتور مقایسه کنین میفهمین من چی میگم. البته من بخاطر اهداف سیاسی مشترک (جلوگیری از حمله تبلیغاتی به جمهوری اسلامی) زیاد ایراد نمیگرفتم، اما شخصا طنز هودری رو بی مزه و بی اثر میدون.م

۶- حسین در آخر کار طرفدار دمکراسی و اصلاحات و ضد ولایت فقیه در ایران هستش. شما توی بلاگ های حسین رو بگردین و ببینین کجای این بلاگ ها از سیستم حکومتی ایران دفاع تئوریک کرده؟

۷- جار و جنجالهای حسین مقدار زیادیش برای جلب توجه و صعود پله های ترقی سیاسی در ایرانه. حسین با اینکه مواضع سیاسی بهتری نسبت به اکثر ایرانی ها داره، اما طمع راه انداختن دم و دستگاه داخل ایران و رئیس شدن و نماینده مجلس شدن رو هم شدیدا در سر داره. 

۸- حسین آدم بی معرفتیه. چون مشهور تره انتظار داره که بقیه دائم دنبالش باشن. در این مدت طولانی به اصطلاح کار با همدیگه حسین حتی یک بار یک سنت پول تلفن زدن به منو نداده و این من بودم که همیشه با اون تماس میگرفتم. حسین معمولا جواب ایمیل هاشو نمیده و اگر هم بده معمولا بسیار بی ادبانه کوتاه و بدرد نخور هستن.  

۹- حسین از لحاظ فلسفی فقیره و تازه تازه داره چیزهایی رو میخونه که تاریخ مصرفشون شدیدا گذشته. دریدا و فوکو و دولوز، خداسازی از این روشنفکرهای تقلبی واقعا باعث شرمساری و سرافکندگی من میشه. آدم اگه میخواد غرب رو بشناسه باید لااقل تازه ترین و جدیدترین مباحث غرب رو مطالعه کنه، نه چرت و پرتهایی که فقط بعد از انقلاب جنسی دهه ۶۰ در فرانسه و آمریکا مد شده بودن.

۱۰- حسین رو هنوز تحسین میکنم و اصلا دوست ندارم وارد مسائل شخصی یا درگیری های بیشتر با اون بشم. اگه حسین واقعا آدم بامعرفتی بود و این همه ضعف های اجتماعی نداشت میتونستم با اون بر سر مسائل مشترک کار کنم، اما متاسفانه معنی کار کردن با حسین قبول کردن اینه که شما آدم درجه دو هستید و حسین این برتریت خودشو دوست داره در تمام مراحل به شما یادآوری کنه. بخصوص الان که نسبت به سال گذشته تهدید ها بر علیه ایران کمتر شده، من دلیلی نمیبینم که زبون خودمو گاز بگیرم و اهانت ها و اشتباهات سیاسی و فلسفی حسین رو تحمل کنم.  امیدوارم حسین یه روز دست از این خوپرستی ها و بچه بازی ها ورداره و بتونه با دیگران کار گروهی انجام بده. 


Balatarin Donbaleh