تبليغاتX
دادابیس
inicio mail me! sindicaci;ón inicio

ساختار سرمایه داری، جمعبندی نظرات جاناتان نیتزان و شیمشون بیچلر قسمت دوم

تئوری های رایج و کلاسیک  

قبل از اینکه به اصول انبوه سرمایه بپردازیم، باید مشکلات تئوری های موجود درباره سرمایه داری و ارزش را برشماریم

* هر دو سیستم لیبرالیزم و کمونیزم از شش تناقض مشترک رنج میبرند.

* هر کدام از این شش تناقض کافی است که اعتبار این تئوری ها را برای تشریح سرمایه داری کم کند، اما هر شش تای این تناقضات با هم این تئوری مارکسیزم و لیبرالیزم را کاملا از ارزش ساقط میکند.


شش تناقض  اصلی لیبرالیزم و کمونیزم

۱- دوگانگی و جدایی بین سیاست و اقتصاد یا بطور اعم سازماندهی علوم اجتماعی در سیستم های جداگانه

* هر دو سیستم لیبرال و کمونیزم «ارزش» را جزعی از سیستم اقتصادی به حساب می آورند.

* در این بینش که از قرن نوزدهم به بعد محبوبیت پیدا کرد جامعه به سیستمهای کوچکتری تقسیم شده که هر کدام توسط علم اجتماعی مختص به خود تعریف میشوند.

* علم اقتصاد که توسط اقتصاد دانها اداره میشود و پس از آن سیستم های دیگر مانند جمعه شناسی، باستان شناسی، سیاست، روابط بین المللی، همچنین فرهنگ، رسانه ها و هویت های اجتماعی، هرکدام با متخصصین و کتابهای تخصصی مربوط به خود.

* این سیستمها با هم رابطه دارند و به هم متصل هستند.

* در تئوری لیبرال تداخل این سیستم ها منفی بوده و اقتصاد را از بی طرفی مختص به خودش خارج میکند، به این معنی که  قیمت ها توسط استفاده نسبی اشیاء و مواد در سیستم اقتصادی مشخص میشود، اما این قیمت ها سپس توسط تاثیرات سیستم های دیگر منحرف شده و کم و زیاد میشوند.

* در روایت مارکسیستی، تاثیرات سیستم ها مورد قبول بوده اما این تداخلات میتواند هم منفی و هم مثبت باشند. در کمونیزم قیمت ها در سیستم اقتصادی و توسط ارزش کار انجام شده تعیین میشوند اما بر خلاف تئوری های لیبرال سیستم اقتصاد که زیربنای جامعه است توسط سیستم های روبنایی مانند سیاست، قانون، ایدئولوژی مستحکم میشود. در این تئوری، ارزش بوجود آمده در سیستم زیربنایی اقتصاد بدون دیگر سیستمهای روبنایی معنی نخواهد داشت.

* در تئوری مارکسیستی اقتصاد، تاثیرات خارجی مانند سیاست و ایدئولوژی روی تعیین قیمت اثر میگذارند و بمانند تئوری لیبرال قیمت ها را از منشا «طبیعی» خود که در مارکسیزم کار به حساب می آید دور میکنند.

* هردوی این تئوری ها در آغاز  با پایه های محکم علمی شروع کرده اما در آخر با تصویری در هم آمیخته به پایان میرسند.

* با اینکه هردو تئوری از تاثیرات سیستم های جدا از اقتصاد صحبت میکنند هیچکدام قادر نیستند که تصویر درستی از تاثیرگذاری سیستمهای دیگر در قیمت گذاری و ارزش به ما ارائه دهند

* بدتر از آن اینست که این تئوری ها به ما نمیگویند که آیا تاثیرات سیستم های دیگر روی قیمت ها ثابت اند یا متغیر. 

* روی هم رفته با اینکه کمونیزم و لیبرالیزم از حقایقی برخوردار هستند اما مشکل است بتوان حدس زد تا چه اندازه.



Balatarin Donbaleh